
امیدوارم حالتون خوب باشه![]()
یه خواهشی داشتم که در مورد وبلاگم نظر بدین![]()
حالا همونطور که قول داده بودم در مورد سیمامینویسم:
سیما![]()
سیما سال اول به علامت ؟ مشهور بود از بس سوال میکرد.
سروین و سیما از سال اول با هم دوست بودن
ولی ما سال دوم باهاشون دوست شدیم منظورم از ما من و یاسمینه![]()
سیما مثل سروین تنبل نیست ولی بازم خیلی زرنگ نیست![]()
باز ما یه کاری تو خونه میکنیم ولی سروین هیچ کاری نمیکنه(سیما).
به نظر من هم همینطوره![]()
سیما همیشه ابراز علاقه میکنه و ماهم میزنیم تو ذقش
اگه گفتین چجوری این طوری :
مثلا"سیما میگه من خیلی دوستتون دارم شما دوست های خوبی هستید![]()
ما هم میزنیم تو ذقش و میگیم برو بابا یا میگیم خفه بابا یا میگیم بیشین بینیم با![]()
آی حال میده آی حال میده![]()
سیما هم حرسش در میاد و میگه حالم ازتون بهم میخوره بی احساس ها ![]()
یادم اومد یه اخلاق گند دیگه هم داره که وقتی عصبانی میشه نمیتونه
خودش رو کنترل کنه![]()
مثلا" چند وقت قبل خانم حسینی ناظمون عصبانی شد و سر یکی داد زد و
سیما هم بعد کلاس رفت و بهش گفت:
شما خیلی اخلاق گندی دارین و وقتی عصبانی میشین نمیتونین خودتون رو
کنترل کنین(نیس خودش میتونه
)اون وقت به ما میگین خودتون رو کنترل کنید
نمیدونید خانم حسینی چه ریختی شده بود
این شکلی![]()
![]()
شایدم خیلی بدتر داشت از کلش دود بلند می شد![]()
ولی ما کلی حال کردیم و برای سیما کلی دست زدیم.
خب دیگه خیلی حرف زدم و دیگه حرفی ندارم مثل همیشه
به پایان آمد این دفتر
حکایت هم چنان
باقیست![]()
راستی آپ بعدیم در مورد یاسمینه حتما"بخونید.
فعلا"![]()
![]()
![]()
