تبليغاتX
Lilypie 6th to 18th Ticker تیک تاک زندگی
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386
سلام

حالتون خوبه ببخشید دیر اومدم

راستی دل و جیگر درست شد آدرس اشتباه داده بودم

بهرام عزیزم {حسرت} ازت

ممنونم که بهم گفتی آدرس رو اشتباهی

دادم

راستی یه چیز دیگه سروین

گفت :

منو به بازی دعوت کرده ولی من منظورش رو

نفهمیدم

آخه چه بازیی

اصلا" باورم نمیشه فقط ۳۲ تا مدرسه ها مونده

شاید بعضی ها ناراحت بشن

ولی من

از باز شدن مدرسه ها خوشحالم

چون

با دوستام کلی حرف دارم

و دوستام رو میبینم

نه به خاطر معلم ها

به خاطر دوستام و فضای مدرسه

دیگه حرفی برای گفتن ندارم

نظر فراموش نشه

بای بای

شاد باشید

+ مهرناز ساعت 2:33 اینا رو نوشت
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386
سلام

فقط همین فردا میام آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپ میکنم

خیلی ببخشیدتا فردا

+ مهرناز ساعت 2:57 اینا رو نوشت
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386
سلام

خیلی خیلی خیلی خیلی

معذرت میخوام

که دیر آپ کردم

چون این چند روز کلاس داشتم

نتونستم بیام

خب حالا بگذریم از این ها

ریاضیم شده  ۱۹

سیما کفش برید

سروین تو هم کفت ببره

یاسمین رفته سوئد خوش به حالش

توی لینکام لولو و دل و جگر نمیاد

مینویسه به این نام

سایت پیدا نشد

راستی میخوام قالبمو عوض کنم

خوبه نه؟!؟

نظر

بدید

همتون رو به خدای بزرگ میسپارم

+ مهرناز ساعت 0:38 اینا رو نوشت
یکشنبه هفتم مرداد 1386
سلام

حالتون چتوره؟؟؟

پری شب رفته بودیم خونه ی

عموم

نمیدونید چقدر خوش گزشت

همه بودیم!

عمو م / عمه هام

و پسر عمه هام

یکی از پسر عمه هام عینک زده بود

توری که...

من از دور نشناختمش!!!!

رفتم جلو سلام کردم

گفتم خوبی ....

گفت:آره

گفتم : عینکی شدی گفت :آره 

گفتم : شبیه مهندسا شدی؟!؟!

گفت: هستم!؟!

گفتم اگه این توریه منم دکترم

گفتم : اون وقت به چند زبان زنده ی دنیا صحبت

میکنی؟؟؟

گفت:

۵ زبان

گفتم جون من نام ببر؟!؟!؟

گفت:

مازندرانی/گیلکی/کردی/لری/ترکی

گفتم: نمردیم ۵ زبان زنده ی

دنیا رو دیدیم

نظر بدید

شاد و پیروز و سر افراز باشید

بای بای

تا بعد

 

 

 

+ مهرناز ساعت 3:2 اینا رو نوشت
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
سلام

یه سلام گرم تابستونی

خیلی خوشحالم

چون

هیچی نشده کلی دوست پیدا کردم

من توی مدرسه ی  سپهرمعرفت درس میخونم

امروز سیما میگفت :

سروین هر وقت میخوای باهاش حرف بزنی

یا اینترنت یا خونه نیست یا

وقتی هست بی حوصلس

همش میگه علافیم

{فکر کنم علاف رو اشتباه نوشتم}

راستی فردا

آسمانی رو

لینک میکنم

سروین یادت نره به آسمانی سر بزنی ها!

لیزا رو هم اگه دوست

داشته باشه

خب لینک میکنم

راستی

من متولد 

۲۶  فروردین  هستم

فعلا" {راستی نظر بدید}

بای بای

+ مهرناز ساعت 1:48 اینا رو نوشت
چهارشنبه سوم مرداد 1386

سلام

حالتون چتوره ؟

تابستون امسال خیلی تنهام ولی

خوبه سرم گرمه وقتی با شمام و

برای شما

می نویسم

خاطرات:

یک بار سیما داشت یه آهنگ جواد رو که بدمون میامد

میخواند من رفتم آن طرف

خانم پرتو {معلم انگلیسی}اومد پشت سیما

و گفت: تو چرا سر کلاس نیستی؟

سیما فکر کرد منم گفت: برو بابا

داشتم میخندیدم سیما گفت:

کوفت چرا نگفتی ؟!

گفتم میخواستم ولی

نشد

بعد خانم نقدی اومد

ما دو تایی

فرار

کردیم.

به کسی نگید ها

فعلا"

بای بای

ساعت   ۴۰  :۳ دقیقس

+ مهرناز ساعت 2:40 اینا رو نوشت
سه شنبه دوم مرداد 1386
سلام اسم من مهرنازه این اولین باریه که

آب میکنم .

حالا از خودم میگم .

من در خانواده ای ۶ نفره زندگی میکنم

۳ برادر دارم و خودم تکم دوست داشتم خواهر داشتم

سه دوست سمیمی دارم:

سروین که قالب منو ساخت

یاسمین که الان تویه آلمان داره حال میکنه

و سیما که همش میخوابه میره کلاس بسکتبال و دوچرخه سواری میکنه

{البته خودم هم زیاد میخوابم}

الان ساعت ۳ است ومن باید بخوابم

فعلا" بای بای

+ مهرناز ساعت 3:1 اینا رو نوشت